سلام طالبان!

دیروز در خبرها خواندم که باز هم تعدادی از انسانهای بیگناه در چند حمله ی انتحاری  توسط افراد طالبان به خاک و خون کشیده اند و چند تن از انتحاری کنندگان هم قبل از انفجار خود، توسط نیروهای دولتی کشته شده اند و یا به قول خودشان "شربت شهادت نوشیده و بی پرسان رفته اند بهشت".!! بهشتی که ریختن خون عده ای بیگناه و یتیم نمودن کودکان و بیوه کردن زنان راه رسیدن به آنست، چه بهشتی باشد؟!

نامه ی چند تن از دانش آموزان مکاتب خودگردان به طالبان

سوسن قلندری

ای طالبان من نمی دانم چگونه  به شما بگویم که ما هم حق زندگی داریم. ما هم مانند بقیه مسلمانان دوست داریم در صلح و آرامش زندگی کنیم. می خواهیم مستقل و آزاد زندگی کنیم. مگه ما به شما چه کرده ایم که باید این گونه عذابمان بدهید؟ چرا باید هر روز تعداد زیادی از مسلمانان افغانستان به وسیله شما طالبان با توپ و تفنگ یا بمب هاي انتحاري و یا هر چیز دیگر به قتل برسند؟ چرا نمی آیید تا با هم دست دوستی بدهیم. چرا به این جنگ طولانی که نمی دانم بر سر چه چیز بیهوده ای است خاتمه نمی دهید؟ مگر شما طالبان فرزند، همسر یا خانواده ندارید که با تمام وجود آنها را دوست داشته باشند؟ اگر شما به خودتان فکر کنید به  انسانیت، به آنجه که یک انسان کامل باید داشته باشد بنگرید می بینید که ما هم خواهر و برادر شما هستیم و هیج گونه تفاوتی با هم نداریم. چه خوب می شد که همه ما دست به دست هم می دادیم و با هم متحد می شدیم. من به عنوان یک نوجوان 13 ساله از شما خواهش می کنم دست از سر ما بردارید. شما هم می توانید مانند همه ی مردم دنیا زندگی بدون جنگ و خونریزی و هیچ گونه سلاح جنگی داشته باشید. بگذارید ما فرزندان افغانستان خانه ی خود را یعنی افغانستان زیبای خود را آباد سازیم. بگذارید تا در آن مکتب چهار گوشه گلی خود که بوی آزادی می دهد با آن قلم و کتاب که به همراه داریم جهان شگفتی خود را بشناسیم و آینده کشورمان را تضمین کنیم.جرا هر مکتبی که احداث می شود شما آن را نابود می کنید؟ چرا انسانهای بیگناه را می کشید؟

سميرا صديقي

به خاطر جنگ كه شما راه انداخته ايد بسياري از بچه ها پدر و مادر و حتي خواهر و برادر خود را از دست مي دهند. در كداميك از آيه ها و سوره هاي قرآن شريف گفته شده كه هركس خود و بقيه مردم را بكشد به بهشت مي رود. طالبان ، فكر كنم كه شما هم خانواده اي داشته باشيد. اگر خانواده ي شما كشته شود يا خانه نداشته باشيد و بچه هايتان درس نخوانند پس ببينيد شما آن قدر رنج مي بريد و خانواده ي خود را دوست داريد ما هم كشور خود را دوست داريم. پس كشور را مثل خانواده خود بدانيد.

علي عطايي

بگذاريد مردم افغانستان بيچاره به آرامي زندگي كنند. شما برده هاي فروخته شده به افغانستان مي فرستيد و اين ها خود را منفجرمي سازند و كودكان و مردم بيگناه را از بين مي برند. برادران طالب چرا مدرسه ها را به آتش مي كشانيد . شما كه از يك وطن هستيد و از يك رگ و خون ، چرا آرام زندگي نمي كنيد؟ من وقتي درباره ي افغانستان خبر مي شنوم كه مادران گريه مي كنند و همه جا با خون و آتش يك جا شده خودم هم گريه مي كنم. چرا افغانستان آرام نمي شود؟

پريسا يوسفي

اي طالبان شماها كه داد از اسلام مي زنيد از افغانستان ما چي مي خواهيد؟ اگر واقعاً مسلمان هستيد اين همه بدبختي كه به افغانستان آورده ايد اينها را بايد در آن دنيا جواب بدهيد. ما بچه ها چه گناهي كرده ايم كه مارا  بي خانمان كرده ايد. من كه الان هفت سال دارم نمي دانم كه اسلام واقعي كدام است؟

قند پاشا قسيمي

پدر من در جنگ طالبها دست و پايش را از دست داد. دايي ام در جنگ طالب ها شهيد شد و در چند روز پيش بچه ي عمه ام به شهادت رسيد. مگر ما از طالب ها چه مي خواهيم به جز صلح و دوستي؟

مصطفي

من خيلي دوست دارم بفهمم كه طالبان براي چي حملات انتحاري انجام مي دهند؟ براي چي بچه ها و زنان و مردان بيگناه را مي كشند و مدرسه ها را به آتش مي كشند؟ با اين كار شما بجه ها از ادامه تحصيل باز مي مانند. تمام كشورهاي دنيا پيشرفت كردند ولي با اين كارهاي شما افغانستان هيچ پيشرفتي نداشته بلكه از

افغانستان فقط يك ويرانه باقي ماند. من از شما مي خواهم از اين جنگ و كشتار كه برنده اي ندارد دست بكشيد. به نظر من طالبان نبايد اسم خود را طالب بگذاريد بلكه بايد اسم خود را گمراهان راه اسلام بگذاريد

داریوش وکیلی

سلام به تو هموطن افغانم که در صفوف طالبان فریب خورده هستی. من، هموطنت در دیار غربت و در سرزمین بیگانه به علت همین جنگ و بدبختی مهاجر گردیده ام. چرا سه دهه جنگ و ویرانی جز خرابی و بدبختی برای کشور و ملت ما چیزی دیگر به ارمغان نیاورده. 30 سال جنگ و برادر کشی به ما آموخت که باعث همه مشکلات فعلی ما همین جنگ و جدال است. میلیون ها هموطنم به علت همین جنگ جان های شیرین و یا یکی از اعضای بدن خود را از دست داده اند. هزاران مادر فرزندان خود را، هزاران زن همسران خود را و هزاران طفل پدران و مادران خود را ازدست داده اند. علت بی سوادی اکثریت هموطنانم همین جنگ است. برادر ، می دانی من به علت همین جنگ و بدبختی در دیار غربت مهاجر گردیده و با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنم؟ دلم به یاد دیار عزیزم خیلی تنگ شده اما نمی توانم به علت همین جنگ برگردم. بیا به زخم های سی ساله وطن و هموطنانمان مرحم بگذاریم. کشوری که خود سوختیم پس بیا فعلاً بسازیم. دیگر اجازه ندهیم طفل این کشور به خاطر یک لقمه نان گریه کند. بیا اشک یتیم، مادر بیوه، خواهر درد دیده خود را پاک کنیم. بیا به طفل این وطن سوختن مدرسه، مدرسه بسازیم.

سمیرا کریمی

همه ی انسانها آرزو دارند تا کشورشان آزاد و آرام و در صلح و آرامش زندگی کنند و این حق هر فرد جامعه است که در کانون گرم خانواده زندگی کند. حال که این نامه را برای شما طالبان می نویسم بغض بزرگی در گلویم مرا رنج می دهد. بغض که حتماً خیلی از مردم کشورهای جنگ زده در وجود خود احساس می کنند. چه بگویم، از کجا شروع کنم. آن قدر فکر در ذهنم هست که فکر اصلی را فراموش می کنم. فکرهایی که ای کاش الان در کشور خود بودم. کاش در مکتب های وطن خود درس می خواندم. کاش و خیلی کاش های دیگر. من با نوشتن این نامه حداقل احساس راحتی می کنم اما بیچاره آنانی که برای نوشتن دست خود را نمی دانند به کدام سو ببرندو برای رفتن به مکتب لحظه شماری می کنند و با شادی به سوی علم می روند و به امید اینکه روزی افتخار پدر و مادر وکشور خود باشند تلاش می کنند، اما یک دفعه همه چیز خراب می شود. نه جایی که علم بیاموزند و نه معلمی که علم بیاموزد. چه کنند در چند لحظه همه آرزوهایی که داشته اند از بین می رود. پدر و مادر برای از دست دادن فرزند اشک می ریزد و فرزند برای یتیم شدن خود اشک می ریزد. چرا ما نباید مثل بقیه ی کشورها در آرامش و آسایش نباشیم؟ چرا آواره ی کشورهای دیگر شویم؟ این همه سال جنگ بس نیست؟ این همه شهید کم نیست؟ این هم یتیم بس نیست؟ شما می خواهید دیگر دختری درس نخواند، از حقوق خود دفاع نکندو حجاب را که از نظر شما پوشیدن چادری است رعایت کند واز خود نام و نشانی در استقلال کشور نگذارد و نامش در تاریخ محو شود. اما  کشور با کشتار انسانهای بی دفاع هرگز پیروز و استوار نخواهد ماند. باز هم از شما درخواست می کنم که دست از جنگ و به آنش کشیدن مکتب های بچه هایی که داشتن آن را آرزوی بزرگی می دانند، بردارید تامحتاج کشوری دیگر نباشیم و کشوری سربلند وسرافراز باشیم. اگر شما دست از ویرانی بردارید حتماً و حتماً به کمک هم و به یاری خداوند بزرگ و توانا به پیروزی خواهیم رسید.

فرهاد امیری

طالبان من از شما یک سوال دارم. چرا ما را یتیم می کنید و خانه های ما را آواره می کنید؟ آیا در دل شما چیزی به نام قلب وجود ندارد؟ آیا شما عاطفه ندارید؟ آیا شما فرزندان خود را دوست ندارید؟ آیا شما نمی خواهید که در کشور شما آرامی باشد؟ آیا نمی خواهید خانواده تان آرام باشد؟ آیا خوشتان می آید که همیشه اشک مادران مظلوم ما را درآورید؟ برای همیشه در دل ما حسرت یک بار شادی کردن رادر کوچه های کشورمان می گذارید و ما را از قدم زدن راحت در کوچه و پس کوچه های کشورمان محروم می کنید. آیا شما وقتی یک جوان در کنار خیابان به سر می برد و یا یک مادر و پدر، ویا فرزندی یتیم و یا خانمی بیوه می بینید خوشتان می آید؟

حمید غلام محمدی

شما ای برادر طالب که خود را مسلمان و ملت آب و خاک افغانستان می نامید، آیا از نظر قرآن کریم خون انسانهای بیگناه و طفلان معصوم و پیر مردان و پیر زنان و نوجوانان را ریختن رواست یا ناروا؟

شما ای برادران طالب که از خون طفلان معصوم دانش آموز زمین را رنگین می کنید، آیا این کار شما درست است؟

زهرا ولی زاده

سلام . نمی دانم از کجا شروع کنم . دلم از دست شما طالبان خیلی پر است. مردم را آواره کردید. جوانان زیادی را شهید کردید. یک کشور را ویران کردید . پای بیگانگان را به کشور باز کردید. مردم زیادی را بی خانمان کردید. مدرسه ها را ویران کردید. نمی دانم از این که یک کشور را ویران کردید چه به دست آوردید؟

شیلا محمدی

خیلی از زن ها را می بینم که به خاک افتاده اند چون فرزند خود را از دست داده اند و بی طاقت شده اند و هر لحظه به صورتشان چنگ می زنند. ای طالبان از شما خواهش می کنم که جنگ را بس کنید و صلح را بین افغانستان و خود قرار دهید.

سمیع  افشار

من می خواستم اولین چیزی را که از شما بپرسم آن است که شما چرا این کارها را می کنید؟ مگر افغانستان وطن شما و ما نیست؟ مردم کشورمان رنج دیده و فرزندان و همسران و خانه های خود را از دست داده اند. پس شما چرا این کارها را با مردم رنجدیده ی افغانستان می کنید؟ چرا شما این طور آدمهای انتحاری تربیت می کنید علیه مردم افغانستان؟ آیا این کار مسلمانی است ؟ آیا این کار گناه ندارد؟ آیا آن کسی که در روی خیابان کشته می شود فرزند و همسر و پدر و مادر و برادر و خواهر ندارد؟ آیا فقط شما می خواهید زنده باشید ؟ آن افراد هم آرزویی دارند. شما که یکی از افراد آمریکایی را نمی کشید فقط مردم وطن خودمان را از بین می برید.

اسماعیل گل محمدی

آیا خراب کردن مکتب ها، پلها و مناطق و جاههایی که برای درست کردن آن  محتاج به کمک های خارجی ها شده ایم و یا کشتن هموطنان بیگناه در بازار و کوچه و یا مسجدها رضای خدا در این هاست؟ آیا شما به کشور خود مهربانی کرده اید؟ به شما در تاریخ وطن فروش و خائن می گویند که با دریافت کمکهای خارجی هایی که نمی خواهند این آب و خاک و مردمش سربلند باشند به کشور و مردم خود خیانت می کنید. خارجی نمی تواند مستقیم در کشور ما خیانت کنند و شما را مأمور می کنند که به جان کشور و ملت خود بیفتید.

                                                              

               ...آنچه البته به جایی نرسد فریاد است. 

 

 

 

 

 

این مقاله توسط آقای عباس عبدی نوشته شده و در روزنامه ی سرمایه ماه قبل منتشر گردیده است.

سياستي پرسش‌برانگيز درباره افغان‌ها

اتخاذ هرگونه سياستي در برابر مشكلات و پديده‌هاي اجتماعي بايد مبتني بر اصول و مباني قابل دفاعي باشد، در غير اين صورت سياست‌هاي اتخاذ شده نه تنها مفيد نخواهند بود چه بسا آثار و عوارض اين سياست‌هاي غير موجه در آينده گريبان ما را بگيرد. منع تحصيل افراد افغاني و عراقي در ايران از جمله اين سياست‌هاست كه بايد نسبت به آن بازنگري كرد.
ترديدي نيست كه جامعه ايران هزينه‌هاي سنگيني را نسبت به رويدادهاي افغانستان كه از سه دهه پيش و با كودتا عليه ژنرال داودخان آغاز شده پرداخته است. و حتي به دلايل خاصي ايران نتوانست همچون پاكستان از اين موقعيت استفاده كرده و كمك‌هاي قابل توجهي را از نهادهاي جهاني از جمله از( UNHCR) جذب و در سياست بين‌المللي خود نيز مابه‌ازاي اين هزينه‌ها را به نيابت از ديگران دريافت كند.
از سوي ديگر دژه آنكه اين بازگشت در چارچوب فرآيند و روندي منطقي مي‌تواند كمك موثري براي حل مسايل افغانستان باشد. اما اين دو ضرورت، نمي‌تواند توجيه‌كننده منع اشتغال به تحصيل نوجوانان و جوانان افغاني در ايران باشد. دليل منع آنان از تحصيل چيست؟ گفته مي‌شود كه مهم‌ترين دليل آن مشروعيت دادن به حضور مهاجرين غير قانوني است و اين سياست عامل فشاري است براي بازگشت آنان به كشورشان.
به نظر مي‌رسد كه اين استدلال از دو جهت مخدوش است. اول اين كه احتمالاً از حيث كارآمدي مخدوش است. زيرا علت مهاجرر ضرورت ايجاد تمهيدات لازم براي بازگشت پناهندگان افغاني به كشورشان نيز ترديدي نبايد داشت، بويت افغاني‌ها به ايران آموزش فرزندانشان نيست كه با جلوگيري از آموزش فرزندانشان، آنان مجبور به بازگشت به افغانستان شوند؛ و اگر هم چنين علتي وجود داشته باشد درصد زيادي را شامل نخواهد شد، ضمن اينكه حجم قابل توجهي از آنان افراد مجردي هستند كه در ايران كار مي‌كنند و درآمد خود را براي خانواده به افغانستان مي‌فرستند و اصولاً فرزندي ندارند. و چه بسا اين كه اگر اين افراد به زور از كشور رانده شوند، در آينده به دليل نداشتن منابع مالي از سوي خانواده‌هاي آنها، شاهد مهاجرت كليت خانواده‌هاي آنان به ايران خواهيم بود. بعلاوه آمار و ارقام معتبري كه نشان‌دهنده تأثير اين سياست در كاهش مهاجرت به ايران باشد تا كنون ارايه نشده است.
اما اين سياست از حيث اصول اوليه انساني نيز مخدوش است، چرا؟ با فرض موثر بودن نسبي اين سياست در جلوگيري از مهاجرت افغان‌ها به ايران، آيا مي‌توان اتخاذ و اعمال آن را توجيه كرد؟ اگر واقعاً بتوان هر سياستي را براي ممانعت از مهاجرت توجيه كرد، آيا كشتن يا زندان كردن طولاني‌مدت آنان هم مجاز است؟ آيا ممنوع كردن آنها از خوردن غذا هم مجاز است؟ مسلماً خير. زيرا اين موارد جزو حقوق اوليه است و نمي‌توان گروهي را طبق يك دستورالعمل از داشتن اين حقوق محروم كرد. از اين جهت مي‌توان گفت كه آموزش هم در حد ضرورت تبديل به حقوق اوليه شده است، گرچه در حد موارد پيش‌گفته نيست، اما محروم كردن افراد طالب آموزش با هيچ توجيهي، پذيرفتني نيست، حداقل در سطح آموزش‌هاي پايه چنين است.
از سوي ديگر اگر چيزي را بر خودمان نمي‌پسنديم نبايد بر ديگران روا داريم. اگر به هر دليلي براي ايرانيان نيز وضعيتي مشابه پيش آيد، طبعاً انتظار نداريم كه كشور ميزبان ما و فرزندانمان را از اين حق محروم كند، در اين صورت روا نيست كه ما اين سياست را عليه ديگران اعمال كنيم.
بعلاوه آثار سوء چنين سياستي، هزينه‌هاي كلاني را براي منافع كشور بار مي‌كند كه از حضور طولاني مدت‌تر تعدادي پناهنده، سنگين‌تر است. يكي از دوستان دولتي فعال در امور افغانستان تعريف مي‌كرد كه در هرات مكرر شنيده است كه برخي افغاني‌ها به او گفته‌اند كه شما را فقط به دليل محروم كردن فرزندانمان از آموزش نمي‌بخشيم. و طبيعي است كه اين ذهنيت در روح و روان آنان باقي خواهد ماند.
اين هزينه به نحو ديگري هم به ايران تحميل خواهد شد. جامعه‌اي بي‌سواد در كنار و همسايگي ما به خودي خود هزينه است، و با ادامه اين سياست، اين هزينه‌اي است كه تا حدي خودمان آن را ايجاد كرده‌ايم و همچنان كه عدم‌النفع اين سياست كه رواج زبان فارسي با گويش ايراني است نيز به حساب خواهد آمد.
اتفاقاً يكي از بهترين سرمايه‌گذاري ايران در افغانستان عهده‌دار شدن آموزش نوجوانان آن كشور است، كاري كه هر كشور صاحب درايتي انجام مي‌دهد، هزينه‌هاي ميلياردي براي تأسيس راه، راه‌آهن، فرودگاه، بيمارستان و... همگي خوب و به قاعده است اما پرهيز كردن از هزينه‌هاي آموزشي كه احتمالاً بسيار كمتر از موارد ديگر است، خلاف منطق و سياست است.
يك بار ديگر مجبوريم كه اين جمله را متذكر شويم كه در اجتماع و سياست، كوتاه‌ترين فاصله ميان دو نقطه (وضع موجود و هدف) خط راست نيست كه آن دو نقطه را مستقيماً به هم متصل كند، چه بسا اين بدترين و طولاني‌ترين راه‌ها باشد، و حتي ممكن است هيچگاه از اين راه به مقصد نرسيد. در اين مورد نيز بايد راه‌هاي ديگري را با صبر و حوصله آزمايش كرد.

آدرس سایت:http://www.ayande.ir/1387/10/post_673.html